یوهانس گوتنبرگ

26 دی 1397 - 5:23
یوهانس گوتنبرگ

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

«يوهانس گوتنبرگ در کارگاه خود قدم می‌زد. تعدادی دستگاه چاپ در کنار دیوار قرار داشتند و صفحات بزرگ چاپی برای خشک شدن از سقف آویزان بودند. باد سرد گزنده‌ای از جانب رودخانه راین می‌وزید و از درز پنجره‌ها به درون نفوذ می‌کرد. آسمان شهر ماینتس آلمان در آن روز ششم نوامبر سال ۱۴۵۵ میلادی خاکستری بود. گوتنبرگ باحالتی عصبی یکی از کاغذها را برداشت و آن را نزدیک پنجره نگه داشت. او با نگرانی به خطوط زیبای حروف سیاه و ضخیمی می‌نگریست که باظرافت در قالب چند ستون چاپ‌شده بودند. او به‌سوی میزی رفت که بر روی آن صفحه‌های نهایی خشک‌شده و تاخورده روی‌هم تلنبار شده بودند.
ممکن بود همه آن‌ها را در این روز از دست بدهد، یوهان فوست، شریک تجاری‌اش، در همان لحظه در دادگاه بود و از قاضی درخواست می‌کرد که همه‌چیز کارگاه گوتنبرگ را به او بدهد. گوتنبرگ به کار خود، یعنی دستگاه چاپ شگفت‌انگیزش و صفحات کتاب مقدس که چاپ کرده بود، افتخار می‌کرد. او بیش از بیست سال از عمر خود و تمام دارایی‌اش را صرف دستگاه چاپش کرده بود. او همچنین، برای عملی کردن رویایش از فوست و دیگران مبلغ زیادی پول قرض کرده بود. این دستگاه چاپ درست همان چیزی بود که او می‌خواست باشد؛ اختراعی برجسته که در خدمت نوع انسان و خدا قرار گیرد. ای‌کاش مطمئن بود که می‌تواند نسخه‌های بیشتری از کتاب مقدس را چاپ کند. ای‌کاش می‌توانست کارش را به جهان عرضه کند، کتاب بفروشد و پولی را که قبلا خرج کرده بود، دوباره به دست آورد ای‌کاش... .
گوتنبرگ به قدم زدن در کارگاه ادامه داد. او صبح زود آن روز دستیاران مورد اعتمادش هاینریش کفر و بشتلف فون هاناو را به دیر بارفوت فرپارس در شهر ماینتس فرستاده بود. در آنجا به پرونده او در دادگاه رسیدگی می‌کردند. اتهام او قصور در بازپرداخت بدهی‌اش به فوست بود. با آنکه نتیجه محاکمه زندگی‌اش را تغییر می‌داد، تصمیم گرفته بود در آن شرکت نکند.
هر لحظه ممکن بود قاضی حکمی را که گوتنبرگ با نگرانی در انتظار آن بود، اعلام کند. مطمئنا هاینریش و بشتلف خیلی زود خبر می‌آوردند. آن‌ها به او می‌گفتند که حکم پرونده به نفع يوهان فوست است یا نه. آیا گوتنبرگ اختراع خود و همه کارهایش را از دست می‌داد؟ در آن لحظه، او فقط می‌توانست امیدوار باشد که قاضی حکم را به نفع او صادر کرده باشد...».



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها